ترجمه "vanlig" به فارسی

رایج, شایع, معمولی بهترین ترجمه های "vanlig" به فارسی هستند.

vanlig
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • رایج

    adjective

    Blant tilhengerne av jainismen er det svært vanlig å faste.

    روزهداری در مذهب جِین کاملاً رایج و متداول است.

  • شایع

    adjective

    Men å kopiere oppførsel er også vanlig blant ville dyr.

    اما تقلید رفتار در قلمرو حیوانات هم شایع است.

  • معمولی

    adjective

    Det var en vanlig søndag og et vanlig møte med vanlige medlemmer av Kirken.

    آن روز یکشنبۀ معمولی بود، یک جلسۀ معمولی، با اعضای معمولی کلیسا.

  • ترجمه های کمتر

    • معمول
    • معمولي
    • نرمال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vanlig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "vanlig" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vanlig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه