ترجمه "ved" به فارسی
هیزم, هیمه, ابا بهترین ترجمه های "ved" به فارسی هستند.
ved
دستور زبان
-
هیزم
nounDu legger hele tiden på mer ved for at det skal fortsette å brenne.
تو مرتب هیزم روی آتش میگذاری و آن را روشن نگاه میداری.
-
هیمه
noun -
ابا
Ja, «ved tro nektet Moses, da han var blitt voksen, å bli kalt sønn av faraos datter».
در واقع، «به ایمان چون موسی بزرگ شد ابا نمود از اینکه پسر دختر فرعون خوانده شود.»
-
ترجمه های کمتر
- با
- چوب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ved " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "ved" با ترجمه به فارسی
-
نبرد ترموپیل
-
نبرد گوگمل
-
به درازا کشیدن · دوام داشتن · دوام کردن · طول کشیدن
-
سقط جنین گزینش جنسی شده
-
نبرد کورسک
-
کشتار زانوی زخمی
-
نبرد گالیپولی
-
مجاور · همسایه · کنار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن