ترجمه "venn" به فارسی
دوست, رفیق, یار بهترین ترجمه های "venn" به فارسی هستند.
venn
دستور زبان
-
دوست
nounMike og Ken er venner.
مایک و کن دوست هستند.
-
رفیق
nounTre falske venner kom også inn i bildet.
سه رفیق دروغین او نیز وارد معرکه میشوند.
-
یار
noun masculineFor de sanne kristne, for eksempel apostelen Paulus, var døden ingen venn; den var «den siste fiende».
مرگ، برای مسیحیان واقعی همچون پولس رسول، یک یار و مددکار نبود؛ مرگ، «دشمن آخر» بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " venn " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "venn" با ترجمه به فارسی
-
دوستان
-
دوستان
-
دوستان
-
انتظار داشتن · صبر کردن · منتظر شدن · وایسادن
-
تعلیق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن