ترجمه "vest" به فارسی

مغرب, باختر, غرب بهترین ترجمه های "vest" به فارسی هستند.

vest دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • مغرب

    noun

    Så langt som øst er fra vest, så langt tar han våre synder bort fra oss.

    باندازهٔ که مشرق از مغرب دور است، بهمان اندازه گناهان ما را از ما دور کرده است.

  • باختر

    noun

    himmelretning

  • غرب

    proper

    Bakgaten i spørsmålet var like vest av plassering min.

    در سوال ، اون کوچه درست در غرب جايي که بودم ، قرار داشت

  • ترجمه های کمتر

    • جلیقه
    • ژاکت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vest " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "vest"

عباراتی شبیه به "vest" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vest" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه