ترجمه "whisky" به فارسی

ویسکی, ويسكي بهترین ترجمه های "whisky" به فارسی هستند.

whisky
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • ویسکی

    noun

    brennevin

    Spar whiskyen til vi har grunn til å feire.

    ویسکی رو برای وقتی نگه دارین که قراره جشن بگیریم

  • ويسكي

    noun common

    Jeg skal fortelle det til en flaske whisky.

    مي خوام برم اينو به يه بطري ويسكي اسكاتلندي بگم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whisky " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "whisky"

اضافه کردن

ترجمه های "whisky" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه