Glosbe logo Glosbe
ورود
آلمانی سفلی
فارسی
  • kultur
  • Kultur
  • Kulturgood
  • kumquats
  • Kundus
  • kunkelmei
  • kunst
  • Kunst
  • Künstler
  • Kunstmuseum
  • Kunstwark
  • Kuppel
  • Kurdsch
  • Kurn
  • Kurów

ترجمه "kunkelmei" به فارسی

زردچوبه ترجمه "kunkelmei" به فارسی است.

kunkelmei
+ اضافه کردن ترجمه اضافه کردن kunkelmei

آلمانی سفلی-فارسی فرهنگ لغت

  • زردچوبه

    noun
    wiki
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

اضافه کردن مثال اضافه کردن

ترجمه های "kunkelmei" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Glosbe logo Glosbe
با افتخار با ♥ در لهستان ساخته شده است

Tools

  • سازنده فرهنگ لغت
  • ضبط کننده تلفظ
  • ترجمه ها را به صورت دسته ای اضافه کنید
  • نمونه ها را به صورت دسته ای اضافه کنید
  • نویسه گردانی
  • همه لغت نامه‌ها

درباره

  • درباره Glosbe
  • شرکا
  • سیاست حفظ حریم خصوصی
  • شرایط استفاده از خدمات
  • کمک

در تماس باشید

  • Facebook
  • Twitter
  • تماس