ترجمه "Badge" به فارسی
نشانک (نشانشناسی), نشان بهترین ترجمه های "Badge" به فارسی هستند.
Badge
-
نشانک (نشانشناسی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Badge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
badge
Een kenteken gedragen op kleding vastgenageld door de stof.
-
نشان
noun feminineWe willen twee badge-nummers controleren in verband met een transfer.
ما دنبال تایید دو شماره نشان میگردیم. مربوط به انتقال یه زندانی ـه.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن