ترجمه "Basis" به فارسی
پایه, پایه برای توپولوژی, اساس بهترین ترجمه های "Basis" به فارسی هستند.
Basis
-
پایه
noun adjectivelineaire algebra
Ea 39, effent de basis, verminder nu naar minimale snelheid.
EA 39 ، مربع پایه ، کاهش می دهد به حداقل سرعت در حال حاضر.
-
پایه برای توپولوژی
topologie
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Basis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
basis
noun
feminine
دستور زبان
De laagste kant van een driehoek of andere polygoon, of de laagste kant van een kegel, pyramide of andere polyhedron. [..]
-
اساس
nounHet ligt aan de basis van onze eigenheid.
این اساس آنچیزی هست که ما هستیم. چون غیر از خدا کسی نمیدونه اون بیرون چه خبره.
-
پایه
nounEa 39, effent de basis, verminder nu naar minimale snelheid.
EA 39 ، مربع پایه ، کاهش می دهد به حداقل سرعت در حال حاضر.
-
ستاد
noun
-
ترجمه های کمتر
- بنیاد
- بُن
- بُنیاد
- ریشه
- شالوده
- شالودَه
- قاعده
- پایَه
- پایگاه
عباراتی شبیه به "Basis" با ترجمه به فارسی
-
پایگاه نظامی
-
پایه پولی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن