ترجمه "Bit" به فارسی
لگام, بیت, دهنه بهترین ترجمه های "Bit" به فارسی هستند.
Bit
-
لگام
paard
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bit
noun
masculine
neuter
دستور زبان
een metalen staaf die een paard in de bek gedaan wordt om het dier berijdbaar te maken. [..]
-
بیت
یکای اطلاعات و ذخبره سازی در رایانه
Het aantal bits dat verplaatst wordt, de grootte van het internet.
مثل تعداد بیت هایی که فرستاده می شوند، یا اندازه اینترنت.
-
دهنه
-
رقم دودویی
عباراتی شبیه به "Bit" با ترجمه به فارسی
-
رنگ 8 بیتی
-
آرایه بیتی
-
سرعت بیت متغیر
-
بیت بر ثانیه
-
بیت در ثانیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن