ترجمه "Cupido" به فارسی
کوپید, کوپیدو بهترین ترجمه های "Cupido" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Je ziet Cupido bijna boven hun hoofd fladderen. ↔ الهه عشق بالا سر شونه بال زدنشون رو مي تونيد ببينيد
Cupido
-
کوپید
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Cupido " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
cupido
-
کوپیدو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "Cupido" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Je ziet Cupido bijna boven hun hoofd fladderen.
الهه عشق بالا سر شونه بال زدنشون رو مي تونيد ببينيد
De Cupido?
کیوپید ؟
Jullie noemen hem Cupido.
" خب ، شما بهش ميگيد " کوپيد " خداي عشق يونان که شبيه کودکي برهنه تصور ميشه "
" Het is Cupido, stomkop. "
اسمم کیوپیده ، احمق جون
Mooi werk, Cupido.
کارت قشنگ بود ، کوپيد.