ترجمه "Dag" به فارسی
روز, روز, خدا حافظ بهترین ترجمه های "Dag" به فارسی هستند.
Dag
-
روز
nounTom, die de hele dag gewerkt had, wilde gaan rusten.
تام، که تمام روز را کار کرده بود، می خواست استراحت کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Dag " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
dag
interjection
noun
masculine
feminine
دستور زبان
tijd waarin een hemellichaam volledig om zijn as draait [..]
-
روز
nounperiode van 24 uur [..]
Tom, die de hele dag gewerkt had, wilde gaan rusten.
تام، که تمام روز را کار کرده بود، می خواست استراحت کند.
-
خدا حافظ
interjection -
سلام
interjectionEen groet gebruikt tussen twee of meer personen die elkaar kennen.
Dag Susan. Hoe gaat het?
سلام سوزان. حالت چطور است؟
-
ترجمه های کمتر
- ruz
- بدرود
- خدا نگهدار
- درود
- سلام علیکم
- صبح بخیر
- ظهر بخیر
- عصر بخیر
- بای بای
- خداحافظ
- روزانه
- شبانه روز
- شبانَه روز
عباراتی شبیه به "Dag" با ترجمه به فارسی
-
امروزه
-
روز پیروزی
-
رستاخیز
-
اگر شخصی میخواهد تو را برای گرفتن جامهات (قبا)به محکمه بکشاند، ردای (عبا)خود را هم به او بده.
-
روز جهانی کارگ
-
قارعه
-
وقت گل نی
-
اعتدال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن