ترجمه "E-mail" به فارسی
نامه, ایمیل, رایانامه بهترین ترجمه های "E-mail" به فارسی هستند.
E-mail
-
نامه
nounIk heb de originele e-mail nodig om de data terug te vinden.
من نامه الکترونيکي اصلي رو مي خوام تا بتونم کلمات بالاي متن رو ببينم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " E-mail " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
e-mail
noun
verb
masculine
دستور زبان
een systeem voor het verzenden van berichten via een computernetwerk
-
ایمیل
nounZij communiceren vaak per e-mail met elkaar.
آنها اغلب توسط ایمیل با یک دیگر در ارتباط اند.
-
رایانامه
dat ik mijn e-mail check en de gegevens laat verversen.
وقتی که رایانامه هامو چک میکنم و صفحه رو میکشم پایین تا به روز بشه.
-
پست الکترونیکی
noun -
پست الکترونیک
noun masculine
عباراتی شبیه به "E-mail" با ترجمه به فارسی
-
گروه پخش جهانی صندوق پستی فعال شده
-
مورد میل فعال شده
-
هرزنامه
-
نقش پستی ایمیل Outlook
-
مامور بازنویسی آدرس وارد شونده
-
گروه امنیت جهانی با میل فعال شده
-
هرزنامه تجاری
-
مامور بازنویسی آدرس خارج شونده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن