ترجمه "Ezel" به فارسی

خر, خر, الاغ بهترین ترجمه های "Ezel" به فارسی هستند.

Ezel

Ezel (dier)

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خر

    adjective noun Prefix

    Ezel (dier) [..]

    Kom op, ze is zo koppig als een ezel die weigert om voort te planten.

    بیخیال ، اون مثل یه خر کله شقی میکنه تا از تولیدمثل جلوگیری کنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ezel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ezel noun masculine دستور زبان

paardachtig dier [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خر

    noun

    paardachtig dier

    Kom op, ze is zo koppig als een ezel die weigert om voort te planten.

    بیخیال ، اون مثل یه خر کله شقی میکنه تا از تولیدمثل جلوگیری کنه

  • الاغ

    noun

    Bovendien bevestigt de geschiedenis dat het Perzische leger zowel ezels als kamelen gebruikte bij de oorlogvoering.

    شواهد تاریخی تأیید میکنند که سپاهیان پارس از الاغ و شتر در جنگ استفاده میکردند.

  • خرک

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • سر سخت
    • سهپایه نقاشی
    • هالو
اضافه کردن

ترجمه های "Ezel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه