ترجمه "Fez" به فارسی

فاس, فینه, فس بهترین ترجمه های "Fez" به فارسی هستند.

Fez

Fez (stad)

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاس

    proper

    Fez (stad)

    Ik wil graag iets vertellen over een project waardoor ik architectuur anders ben gaan zien en uitoefenen: het saneringsproject van de Fez-rivier.

    امروز مایلم پروژه ای را با شما به اشتراک بگذارم که باعث تغییر در نحوه رویکرد و عملکردم در معماری شد: پروژه احیای رودخانه فاس.

  • فینه

    hoofddeksel

    Je zei vier gasten met een fez.

    می دونم ولی گفتی 4 نفر با کلاه فینه پشت سرم هستن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fez " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

fez noun masculine دستور زبان

een bepaald soort hoed van Turkse oorsprong

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • فس

    noun
  • فينه

    noun
اضافه کردن

ترجمه های "Fez" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه