ترجمه "Fins" به فارسی

فنلاندی, فنلاند, زبان فنلاندی بهترین ترجمه های "Fins" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Voor de Finnen in het publiek, dit is een Fins grapje: ↔ و، برای تماشاگرهای فنلاندی، این یک ایهام و یا جناس فنلاندیست:

Fins adjective proper neuter دستور زبان

een taal die wordt gesproken in Finland [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • فنلاندی

    proper

    Voor de Finnen in het publiek, dit is een Fins grapje:

    و، برای تماشاگرهای فنلاندی، این یک ایهام و یا جناس فنلاندیست:

  • فنلاند

    proper

    een taal die wordt gesproken in Finland

    De Finse agent is doodgestoken in een sauna voor dames.

    فنلاند با ضربات چاقو کشته در حمام سونا خانمها ، آقا.

  • زبان فنلاندی

    proper neuter
  • فنلان

    proper neuter

    Een Finno-Oegrische taal voornamelijk gesproken in Finland.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fins " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

fins
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • زبان فنلاندی

عباراتی شبیه به "Fins" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Fins" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Er moet nog veel meer gebeuren in termen van fine-tuning van het systeem en het verminderen van de kosten.
کارهای خیلی بیشتری هست که باید انجام دهیم برای تنظیم بهینه سیستم و کاهش دادن هزینهها.
Fins en Zweeds.
فنلادني ، سويسي
Sable Fine Jewellers in Hollywood.
به جواهراتي سيبل فاين در هاليوود
Ten derde: ik woonde recentelijk een vergadering bij met mensen uit Finland, echte Finse mensen, en iemand uit het Amerikaanse systeem vroeg aan de Finse mensen: "Hoe pakken jullie de uitvalcrisis aan in Finland?"
و سوم اینکه، من اخیراً در یک جلسه بودم با تعدادی از مردم فنلاندی، فنلاندی واقعاً از فنلاند، و عده ای که از سیستم آمریکایی بودند به فنلاندی ها میگفتند که "شما برای مبارزه با ترک تحصیل در فنلاند چه میکنید؟"
Fin, wegwezen hier!
برو بيرون فين