ترجمه "Iris" به فارسی

ایریس, عنبیه, ایریس بهترین ترجمه های "Iris" به فارسی هستند.

Iris

Iris (godin) [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایریس

    Iris (godin) [..]

    Je zei dat Iris wat contacten zou kunnen hebben.

    تو گفتی که ایریس ممکنه چند تا رابطه داشته باشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Iris " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

iris noun common دستور زبان

een orgaan in het oog van vele organismen

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • عنبیه

    anatomie

    Mensen hebben het wit van hun ogen, de gekleurde iris en de zwarte pupil.

    ما بعنوان انسان سفیدی چشم، عنبیه رنگی و مردمک سیاه را داریم.

  • ایریس

    Je zei dat Iris wat contacten zou kunnen hebben.

    تو گفتی که ایریس ممکنه چند تا رابطه داشته باشه

اضافه کردن

ترجمه های "Iris" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه