ترجمه "Job" به فارسی

ایوب, کار, ایوب بهترین ترجمه های "Job" به فارسی هستند.

Job proper دستور زبان

Een persoon uit het Oude Testament. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایوب

    proper

    Job (persoon) [..]

    Drie kennissen, die over Jobs kwellingen hoorden, kwamen bij hem.

    سه تن از آشنایان ایوب از شنیدن خبر ناراحتیهای وی به سراغش آمدند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Job " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

job
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کار

    noun

    Dat volstond voor mij om mijn job op te geven. Ik deed consultancy in bijberoep.

    این واسم کافی بود تا از شغلم استعفا بدم و در کنار کار مشاوره انجام میدادم.

  • ایوب

    proper

    Drie kennissen, die over Jobs kwellingen hoorden, kwamen bij hem.

    سه تن از آشنایان ایوب از شنیدن خبر ناراحتیهای وی به سراغش آمدند.

  • شغل

    noun feminine

    Een job is makkelijker te vinden dan jij.

    پيدا کردن تو از پيدا کردن شغل سخت تره.

عباراتی شبیه به "Job" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Job" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه