ترجمه "KOP" به فارسی

جنبش بومشناختی و زیستمحیطی, سر, کله بهترین ترجمه های "KOP" به فارسی هستند.

KOP
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنبش بومشناختی و زیستمحیطی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " KOP " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kop noun verb masculine دستور زبان

hoofd van een dier [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سر

    noun

    anatomie

    De vis stinkt niet aan de staart maar aan de kop

    ماهی از سر گنده گردد.

  • کله

    noun

    Het deel van het lichaam van een dier of mens dat de hersenen, mond en de hoofdzintuigen bevat.

    Ook een vis met gereedschap op z'n kop.

    اره ، يه ماهي ديگه اس که تو کله اش ابزار الات داره.

  • فنجان

    noun

    Een concaaf recipiënt voor vloeistof, gewoonlijk voorzien van ofwel een oor of een steel.

    Hij dronk een kop thee, en vroeg er nog een.

    پس از آن که یک فنجان چای نوشید درخواست یکی دیگر کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • پنگان
    • سَر
    • تیتر

تصاویر با "KOP"

عباراتی شبیه به "KOP" با ترجمه به فارسی

  • ayāq · ayāḫ · فنجان · پنگان
  • خفه شو · زر نزن
  • خفه شو · زر نزن
اضافه کردن

ترجمه های "KOP" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه