ترجمه "Kin" به فارسی

چانه, چانه, چکن بهترین ترجمه های "Kin" به فارسی هستند.

Kin
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • چانه

    noun

    lichaamsdeel

    We meten deze stadia door elektroden aan de hoofdhuid, kin en borst vast te maken.

    ما این مراحل را با متصل کردن الکترود روی سر، چانه و سینه اندازه میگیریم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kin noun feminine دستور زبان

het vooruitstekende deel van de onderkaak [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • چانه

    noun

    De onderkant van het gezicht, onder de mond.

    We meten deze stadia door elektroden aan de hoofdhuid, kin en borst vast te maken.

    ما این مراحل را با متصل کردن الکترود روی سر، چانه و سینه اندازه میگیریم.

  • چکن

    noun

تصاویر با "Kin"

اضافه کردن

ترجمه های "Kin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه