ترجمه "Man" به فارسی
جزیره من, شوهر, مرد بهترین ترجمه های "Man" به فارسی هستند.
Man
proper
دستور زبان
Man (eiland)
-
جزیره من
Man (eiland) [..]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Man " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
man
noun
masculine
دستور زبان
persoon van het mannelijk geslacht [..]
-
شوهر
nounDe mannelijke partner in een huwelijk of huwelijksrelatie.
Neem nu Naomi, die zowel haar man als haar twee zoons verloor.
برای مثال به نَعُومی که شوهر و دو پسرش را از دست داد توجه کنید.
-
مرد
nounانسان مذکر. برای جنسیت مذکر از Q6581097 استفاده کنید.
Niemand beneed de oude man, die miljonair was.
هیچکسی به آن مرد پیر، که میلیونر بود غبطه نمیخورد.
-
شو
noun masculineJe moet wat respect voor de liefde hebben, man.
يه كم براى عشق احترام قائل شو جرن.
-
ترجمه های کمتر
- شوی
- شی
- مَرد
تصاویر با "Man"
عباراتی شبیه به "Man" با ترجمه به فارسی
-
حمله مرد میانی
-
مرد بارانی
-
پیرمرد و دریا
-
pir
-
فت من
-
صفحه راهنما
-
روی ماه قدم گذاشتیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن