ترجمه "Metro" به فارسی

مترو, مترو بهترین ترجمه های "Metro" به فارسی هستند.

Metro

Metro (dagblad) [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مترو

    noun

    Metro (vervoermiddel) [..]

    Gezichtsherkenning wist onze reptielenvriend op te merken ongeveer 20 minuten geleden, instappend op de Metro-Noord trein.

    تشخیص چهره تصویر این رفیق فضاییمونو بیست دقیقه پیش وقتی داشته به سمت قطار مترو نورث میرفته گرفته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Metro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

metro

ondergronds openbaar vervoer [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مترو

    noun

    vervoermiddel

    De haltes zorgen dat de bus evengoed presteert als een metro.

    عملکرد ایستگاه های اتوبوس مثل عملکرد ایستگاه های مترو است.

تصاویر با "Metro"

عباراتی شبیه به "Metro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Metro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه