ترجمه "Metro" به فارسی
مترو, مترو بهترین ترجمه های "Metro" به فارسی هستند.
Metro
Metro (dagblad) [..]
-
مترو
nounMetro (vervoermiddel) [..]
Gezichtsherkenning wist onze reptielenvriend op te merken ongeveer 20 minuten geleden, instappend op de Metro-Noord trein.
تشخیص چهره تصویر این رفیق فضاییمونو بیست دقیقه پیش وقتی داشته به سمت قطار مترو نورث میرفته گرفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Metro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
metro
ondergronds openbaar vervoer [..]
-
مترو
nounvervoermiddel
De haltes zorgen dat de bus evengoed presteert als een metro.
عملکرد ایستگاه های اتوبوس مثل عملکرد ایستگاه های مترو است.
تصاویر با "Metro"
عباراتی شبیه به "Metro" با ترجمه به فارسی
-
مترو گلدوین مایر
-
متروی نیویورک
-
متروی لندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن