ترجمه "Operatie" به فارسی
عملیات, عملیات, جراحی بهترین ترجمه های "Operatie" به فارسی هستند.
Operatie
-
عملیات
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Maar vooral, onze goede vrienden van Operatie Beet.
به ویژه دوستان قدیمی و عزیزمون توی عملیات نشان گاز هستیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Operatie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
operatie
noun
feminine
دستور زبان
Een chirurgische procedure.
-
عملیات
nounHet was een doortrapte operatie, maar met resultaat.
این اشتباه بود ، یه عملیات اشتباه ، ولی جواب داد.
-
جراحی
noun feminineEen chirurgische procedure.
Migranten sturen zelfs meer geld voor speciale omstandigheden, zoals operaties of een huwelijk.
همچنین مهاجران مقادیر پول بیشتری را برای روز مبادا و اتفاقهای ویژه همانند عمل جراحی، یا عروسی میفرستند.
تصاویر با "Operatie"
عباراتی شبیه به "Operatie" با ترجمه به فارسی
-
عمل جراحى جونز
-
جراحی چاقی
-
عمل یگانی
-
عمل دوتایی
-
عملیات نظامی
-
عملیاتهای ویژه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن