ترجمه "Schaap" به فارسی

گوسفند, گوسفند, میش بهترین ترجمه های "Schaap" به فارسی هستند.

Schaap
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوسفند

    noun

    Hij werd betrapt toen hij het deed met een schaap.

    اون رو موقعي که داشت با گوسفند حال مي کرد گرفتند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schaap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

schaap noun neuter دستور زبان

''Ovis aries'', een holhoornige herkauwer waarvan de gedomesticeerde soort wol levert [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوسفند

    noun

    گونهای از گوسفندسانان [..]

    Hij werd betrapt toen hij het deed met een schaap.

    اون رو موقعي که داشت با گوسفند حال مي کرد گرفتند.

  • میش

    noun
  • قوچ

    noun

تصاویر با "Schaap"

عباراتی شبیه به "Schaap" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Schaap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه