ترجمه "Snavel" به فارسی
منقار, دماغ, منقار بهترین ترجمه های "Snavel" به فارسی هستند.
Snavel
-
منقار
Zijn grote snavel betekent dat hij moeite heeft met balanceren.
اين منقار هاي گنده به معني اين هستند که مشکل حفظ تعادل دارند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Snavel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
snavel
noun
masculine
دستور زبان
een bek van een vogel
-
دماغ
noun -
منقار
Zijn grote snavel betekent dat hij moeite heeft met balanceren.
اين منقار هاي گنده به معني اين هستند که مشکل حفظ تعادل دارند.
-
نوک
noun masculineHaal je snavel uit mijn hart en je gestalte van m'n deur.
نوک خود را از قلبم بيرون آور و از اين در بيرون برو
-
ترجمه های کمتر
- کلب
- کلنه
تصاویر با "Snavel"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن