ترجمه "Spoor" به فارسی
اثر, اثر, مهمیز بهترین ترجمه های "Spoor" به فارسی هستند.
Spoor
-
اثر
nounlineaire algebra
Sporen van goud in sommige fracturen.
و در بعضي از شکستگي ها آثار طلا پيدا کردم نميفهمم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Spoor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
spoor
noun
feminine
neuter
دستور زبان
Een paar evenwijdige rails vormen een weg voor wielen. [..]
-
اثر
nounZij en Bash moeten worden gestopt zonder een spoor achter te laten.
اون و بش بايد در وضعيتي جلوشون گرفته بشه که هيچ اثري نمونه.
-
مهمیز
paardrijden
Staat geweldig bij de jongens, en de sporen?
با مهمیز و افسار معرکه نمیشد ؟
-
نشان
noun neuterWeinig sporen van een gevecht voor hij door het raam ging.
نشان اندکي از تقلا قبل از آنکه از پنجره بيرون پرتاب شود.
تصاویر با "Spoor"
عباراتی شبیه به "Spoor" با ترجمه به فارسی
-
شاخک برقرسان
-
مهمیز · موافق بودن
-
خط آهن بیپارسنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن