ترجمه "Vuist" به فارسی

مشت, مشت, چکش بهترین ترجمه های "Vuist" به فارسی هستند.

Vuist
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشت

    adjective noun

    De Heer Commandant zei dat we naar de Vuist van de Eerste Mensen moesten gaan.

    لرد فرمانده به ما گفت که بريم به منطقه ی " مشت اولين مردان ".

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Vuist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

vuist noun verb feminine دستور زبان

gebalde hand [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشت

    noun feminine

    Een lege hand kan nog een vuist worden.

    حتي يه دست خالي هم ميتونه بشکل يه مشت دربياد.

  • چکش

    noun

    ابزاری با سر سنگین و دستهای که برای کوبیدن بهکار میرود.

تصاویر با "Vuist"

عباراتی شبیه به "Vuist" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Vuist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه