ترجمه "Waaier" به فارسی
بادبزن, پروانه, بادبزن بهترین ترجمه های "Waaier" به فارسی هستند.
Waaier
-
بادبزن
Nounventilatie
Aan de andere kant, dit is een gevonden voorwerp, een waaiertje dat ik vond.
و باز این هم یک شئ یافت شده است، یک بادبزن دستی که پیدایش کردم.
-
پروانه
noun properpomp
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Waaier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
waaier
noun
verb
masculine
دستور زبان
scherm in halve schijfvorm
-
بادبزن
nounAan de andere kant, dit is een gevonden voorwerp, een waaiertje dat ik vond.
و باز این هم یک شئ یافت شده است، یک بادبزن دستی که پیدایش کردم.
-
پروانه
noun
تصاویر با "Waaier"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن