ترجمه "Wrat" به فارسی
زگیل, زگیل بهترین ترجمه های "Wrat" به فارسی هستند.
Wrat
-
زگیل
nounVele mensen bezochten mijn grootmoeder, mensen met ernstige acne op hun gezicht of met wratten op hun handen.
افراد زیادی پیش مادربزرگم می آمدن، افرادی با یه عالمه جوش رو صورتشون یا زگیل رو دستاشون .
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Wrat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
wrat
noun
feminine
دستور زبان
knobbeltje
-
زگیل
nounVele mensen bezochten mijn grootmoeder, mensen met ernstige acne op hun gezicht of met wratten op hun handen.
افراد زیادی پیش مادربزرگم می آمدن، افرادی با یه عالمه جوش رو صورتشون یا زگیل رو دستاشون .
عباراتی شبیه به "Wrat" با ترجمه به فارسی
-
زگیل تناسلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن