ترجمه "Zombie" به فارسی

زامبی, مرده متحرک, زامبی بهترین ترجمه های "Zombie" به فارسی هستند.

Zombie
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • زامبی

    Ze maken zelfs Rob Zombie nerveus.

    حتی راب زامبی مون رو هم نگران کردن.

  • مرده متحرک

    Ik voel me soms een zombie.

    احساس ميکنم يه " زامبي " ( مرده متحرک ) شدم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Zombie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

zombie
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • زامبی

    noun masculine

    Dat zou voor mij erger zijn dan de zombie apocalyps.

    منظورم این است که برای من این از آخرالزمان و زامبی هم بدتر است.

  • مرده متحرک

    Ik voel me soms een zombie.

    احساس ميکنم يه " زامبي " ( مرده متحرک ) شدم

اضافه کردن

ترجمه های "Zombie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه