ترجمه "aangrenzend" به فارسی

مجاور, نزدیک, همسایه بهترین ترجمه های "aangrenzend" به فارسی هستند.

aangrenzend

rechtstreeks grenzend aan iets anders [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجاور

    adjective

    De bomen worden meestal verbrand of in aangrenzende valleien gedumpt.

    عموما درختان سوزانده شده و دردرههای مجاور انداخته میشوند.

  • نزدیک

    adjective
  • همسایه

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aangrenzend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "aangrenzend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه