ترجمه "aansteken" به فارسی

افروختن, روشن کردن, دادن بهترین ترجمه های "aansteken" به فارسی هستند.

aansteken verb دستور زبان

doen ontbranden

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • افروختن

    verb

    ‘Iemand die een lamp aansteekt,’ voegt Jezus eraan toe, ‘verbergt die niet en zet die niet onder een korenmaat maar op een standaard’ (Lukas 11:33).

    سپس عیسی گفت: «بعد از افروختن چراغ، کسی آن را مخفی نمیکند یا زیر سبد نمیگذارد، بلکه آن را روی پایه میگذارد.»

  • روشن کردن

    verb

    Ik heb kaarsen aangestoken, zelfhulp boeken gekocht, lingerie.

    شمع روشن کردم ، براش کتب خريدم لباس خريدم

  • دادن

    verb

    Door wat we weten en wat we niet weten samen te brengen via analogieën, ontsteekt metaforisch denken de vonk die ontdekkingen aansteekt.

    با کنار هم قرار دادن آنچه میدانیم و آنچه نمیدانیم از طریق قیاس، تفکر استعاری موجب جرقهای میشود که آتش اکتشاف را شعلهور میکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aansteken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "aansteken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه