ترجمه "abnormaal" به فارسی
آنرمال, غیر عادی, ناهنجار بهترین ترجمه های "abnormaal" به فارسی هستند.
abnormaal
adjective
دستور زبان
Door afwijking gekenmerkt. [..]
-
آنرمال
adjective -
غیر عادی
adjectiveHet was abnormaal. Ze bleef maar tobben over die abnormaliteiten.
این عادی نبود، و او شروع به پیدا کردن پازلهای این موضوع غیر عادی کرد.
-
ناهنجار
Kijkend naar zijn abnormale mentale status, is dat niet noodzakelijk.
با توجه به وضعيت ناهنجار رواني الزامي نيست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abnormaal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن