ترجمه "accu" به فارسی
انباره, باتری, پیل بهترین ترجمه های "accu" به فارسی هستند.
accu
noun
masculine
دستور زبان
een toestel om elektriciteit op te slaan [..]
-
انباره
noun masculine -
باتری
nounSchuldgevoel is zoals de accu in een benzineauto.
گناه مانند باتری در یک ماشین بنزینی است.
-
پیل
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " accu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "accu" با ترجمه به فارسی
-
باتری لیتیوم-یون
-
باتری لیتیم آهن فسفات
-
عمر باتری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن