ترجمه "afhankelijk" به فارسی
به خاطر ترجمه "afhankelijk" به فارسی است.
afhankelijk
adjective
دستور زبان
-
به خاطر
adjectiveDoor ons transportsysteem, dat volledig afhankelijk is van fossiele brandstoffen, zoals in de meeste landen.
به خاطر سیستم حمل و نقل ما، که کاملا به سوختهای فسیلی وابسته است، مثل اکثر کشورهای دیگر.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " afhankelijk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "afhankelijk" با ترجمه به فارسی
-
قلمروی وابسته
-
وابسته ها
-
متغیر وابسته و مستقل
-
شی نا محدود · قاب شی غیر محدود
-
وابسته بودن
-
قاب شیء مورد نظر
-
کنترل محدوده
-
وابسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن