ترجمه "afmaken" به فارسی
تمام کردن, تکميل کردن, كامل كردن بهترین ترجمه های "afmaken" به فارسی هستند.
afmaken
verb
دستور زبان
Iets voleindigen. [..]
-
تمام کردن
verbhet tot een einde brengen van iets (werkwoord)
Naomi heeft zojuist haar werk afgemaakt.
همین الآن نااومی کارش را تمام کرد.
-
تکميل کردن
Iets voleindigen.
-
كامل كردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " afmaken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن