ترجمه "afwijking" به فارسی
مقایرت, ناهنجاری بهترین ترجمه های "afwijking" به فارسی هستند.
afwijking
noun
feminine
دستور زبان
Een anomalie, misvorming, of een afwijking van het normale. [..]
-
مقایرت
-
ناهنجاری
noun feminineWe hebben een afwijking in uw röntgenfoto ontdekt.
ما در عکس اشعه ایکس شما، نوعی ناهنجاری را تشخیص داده ایم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " afwijking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "afwijking" با ترجمه به فارسی
-
بیماری مادرزادی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن