ترجمه "agent" به فارسی
عامل, عامل نرمافزاری, پاسبان بهترین ترجمه های "agent" به فارسی هستند.
agent
noun
masculine
دستور زبان
een vertegenwoordiger van een bedrijf [..]
-
عامل
Als Malick zo ver gaat, zijn jouw agenten in serieus gevaar.
اگر مالیک به این طول رفت ، عوامل خود را در معرض خطر جدی است.
-
عامل نرمافزاری
software
-
پاسبان
noun masculineLiet de agent je het stuk leer zien dat we bij de waterhoos vonden?
پاسبان اون تيکه چرمي رو که نزديک ناودون پيدا کرده رو بهت نشون داده ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " agent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Agent
Agent (software) [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Agent" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Agent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "agent" با ترجمه به فارسی
-
پرووکاتور
-
مامور اسمیت
-
مأمور ویژه
-
بازیکن آزاد
-
مدلسازی عامل بنیان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن