ترجمه "amusement" به فارسی
تفریح, تفنن, سرگرمی بهترین ترجمه های "amusement" به فارسی هستند.
amusement
iets waarmee men zich vermaakt [..]
-
تفریح
noun neuterEr hoefden geen musici bij hem binnengebracht te worden; hij was niet in de stemming voor amusement.
هیچیک از نوازندگان در برابرش هنرنمایی نکردند زیرا که حوصلهٔ تفریح نداشت.
-
تفنن
-
سرگرمی
nounbedrijvigheid die dient ter verstrooiing en vermaak
Dat is niet de schuld van populair amusement.
من نمی گویم که این اتفاق اشتباه نهاد های تفریحات و سرگرمی مردمی است.
-
شادی خوشحالی خوشی مسرت
noun neuter
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amusement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن