ترجمه "anoniem" به فارسی
ناشناس, گمنام بهترین ترجمه های "anoniem" به فارسی هستند.
anoniem
adjective
دستور زبان
naamloos [..]
-
ناشناس
persoon met onbekende identiteit
In veel culturen zijn soldaten anoniem in uniform.
در بسیاری، سربازان در لباس های یکدست ناشناس می شوند.
-
گمنام
adjectiveMet onbekende naam, wiens naam is weggelaten of niet gekend.
We kregen een anonieme tip die ons zei hier te komen.
ما يه پيام از يه شخص گمنام دريافت کرديم که راهنماييمون کرد بيايم اينجا.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anoniem " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "anoniem" با ترجمه به فارسی
-
ناشناس
-
كاربر ناشناس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن