ترجمه "antimoon" به فارسی

انتیموان, روی سخته, سرمه بهترین ترجمه های "antimoon" به فارسی هستند.

antimoon noun neuter دستور زبان

(Chemie); scheikundig element met symbool Sb en atoomnummer 51.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتیموان

    noun neuter
  • روی سخته

    noun neuter
  • سرمه

    noun neuter
  • آنتیموان

    (Chemie); scheikundig element met symbool Sb en atoomnummer 51.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " antimoon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "antimoon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "antimoon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه