ترجمه "astronoom" به فارسی

ستارهشناس, اخترشناس, اخترمار بهترین ترجمه های "astronoom" به فارسی هستند.

astronoom noun masculine دستور زبان

Een wetenschapper die zich bezig houdt met de astronomie of sterrenkunde.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستارهشناس

    noun

    پیشهای که به شناخت ستارهها میپردازد

    Zo werd de zeventiende-eeuwse astronoom Galilei veroordeeld omdat hij geschreven had dat de aarde om de zon draait.

    از اینرو، ستارهشناس قرن هفدهم، گالیله، به سبب نوشتن این مطلب که زمین گرد خورشید میچرخد، مورد انتقاد قرار گرفت.

  • اخترشناس

    noun masculine

    11 We hoeven geen astronomen te zijn om vol ontzag naar de nachtelijke hemel te kijken en geen scheikundigen om van brood te genieten.

    ۱۱ برای پی بردن به شگفتیهای اطرافمان لازم نیست اخترشناس یا شیمیدان باشیم.

  • اخترمار

    noun masculine
  • منجم

    noun masculine

    Eerder, in 1543, had de Poolse astronoom Nicolaus Copernicus de theorie ontwikkeld dat de planeten rond de zon draaien.

    پیش از آن، در سال ۱۵۴۳، منجم لهستانی نیکلا کپرنیک فرضیه داده بود که سیارات بر گرد خورشید میگردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " astronoom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "astronoom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه