ترجمه "baan" به فارسی

جاده, راه, مدار بهترین ترجمه های "baan" به فارسی هستند.

baan noun verb feminine دستور زبان

Het werk of de aanstelling waarbinnen iemand werkzaam is. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاده

    noun

    Ik denk dat je op de baan bent.

    آه ، من حدس می زنم شما سفت در جاده ها هستند.

  • راه

    noun

    Je geeft ruim baan aan een kwaadaardige vijand en je veroordeelt het stelsel tot onderdrukking.

    به يه دشمن راهي ميدين اين شيطان با اين قدرت و محکوم کردن کهکشان تا ابد مطيع باشه

  • مدار

    hemellichaam

    Die keert terug naar een baan om de aarde.

    برنامه ريزي شده که به مدار زمين برگرده.

  • ترجمه های کمتر

    • میدان
    • کار
    • تابع
    • شغل
    • صراط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "baan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "baan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه