ترجمه "baby" به فارسی
بچه, کودک, نوزاد بهترین ترجمه های "baby" به فارسی هستند.
baby
noun
masculine
دستور زبان
een mens in de eerste fase van zijn leven [..]
-
بچه
nounEen erg jong mens, vanaf de geboorte tot een jaar oud. [..]
Het brein van een baby blijkt inderdaad de krachtigste leercomputer te zijn van heel de planeet.
و در واقع مغز بچه بهنظر میرسه که قویترین کامپیوتر یادگیری روی زمین باشه.
-
کودک
nounJe ziet dat de baby slaapt, maar verder is er niet veel informatie zichtbaar.
شما میتوانید کودک را خوابیده ببینید ولی اطلاعات بیشتری وجود ندارد.
-
نوزاد
nounبچه تازه به دنیا امده
Ze is bevallen van een gezonde baby.
او نوزاد سالمی به دنیا آورد.
-
tefl
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baby " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "baby"
عباراتی شبیه به "baby" با ترجمه به فارسی
-
parastāre batsche
-
دختر میلیون دلاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن