ترجمه "bakken" به فارسی

پختن, تنوری کردن, سرخ کردن بهترین ترجمه های "bakken" به فارسی هستند.

bakken verb دستور زبان

voedsel bij hoge temperatuur in een oven of in een pan met olie verhitten.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پختن

    verb

    Ze is vast muffins aan het bakken.

    . احتمالاً تو خونه درحال پختن کيک پيداش ميکنيم.

  • تنوری کردن

  • سرخ کردن

    voedselbereiding

    Ik vind gebakken kip heerlijk.

    خودم به يه سري چيزها رو در مورد سرخ کردن مرغ پي بردم

  • نانپزی و شیرینیپزی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bakken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bakken"

عباراتی شبیه به "bakken" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bakken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه