ترجمه "band" به فارسی

ارتباط, بند, لاستیک بهترین ترجمه های "band" به فارسی هستند.

band noun masculine دستور زبان

Verbindingspunt voor twee of meer elementen. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارتباط

    noun

    Verbinding of relatie tussen twee of meer elementen. [..]

    Maar kort geleden hebben wij die banden verbroken.

    اما اخيراً ما اين ارتباط را از بين برده ايم.

  • بند

    noun masculine

    De band tussen een vampier en z'n maker is sterker dan jij je kunt inbeelden.

    بندي که بين يک دراکولا و خالقش هست محکمتر از اونيه که فکرشو ميکني.

  • لاستیک

    noun masculine

    Je moet weten hoe een band te wisselen.

    باید بلد باشی لاستیک ماشین رو عوض کنی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " band " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "band"

عباراتی شبیه به "band" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "band" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه