ترجمه "banket" به فارسی

بزم, شیرينی بهترین ترجمه های "banket" به فارسی هستند.

banket

Een groot publiek maaltijd, compleet met hoofdgerechten en nagerechten.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزم

    noun neuter

    Niettemin word ik geduwd en geslagen als alle andere gasten bij dit uitzinnige banket.

    هرچند كه مورد شتم قرار میگيرم و از دُم كوسه ها سيلی میخورم، مثل هر مهمان ديگري در اين بزم خشن.

  • شیرينی

    neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " banket " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "banket" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه