ترجمه "baren" به فارسی
زاییدن, وضع حمل, تحويل دادن بهترین ترجمه های "baren" به فارسی هستند.
baren
verb
noun
دستور زبان
op de wereld brengen
-
زاییدن
verbWeet u uit ervaring wat het zeggen wil ’tot ontsteltenis te baren’?
(اِشَعْیا ۶۵:۲۳، ۲۴) آیا با درد و اندوه ‹اولاد به جهت اضطراب زاییدن› آشنایی داری؟
-
وضع حمل
verb -
تحويل دادن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baren " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "baren" با ترجمه به فارسی
-
لوتی زرد
-
نقد
-
برانکارد · شمش · موج · میله · نقد
-
کار نیکو کردن از پر کردن است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن