ترجمه "barometer" به فارسی

بارومتر, هواسنج, فشارسنج بهترین ترجمه های "barometer" به فارسی هستند.

barometer noun masculine دستور زبان

een instrument dat de luchtdruk meet [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بارومتر

  • هواسنج

    noun

    Instrument dat dient voor het bepalen van de atmosferische druk.

    Het zijn eenvoudige samenvattingen van wat er binnenin je lichaam gebeurt, zoiets als een barometer.

    آنها شرح مختصر سادهای از چیزی هستند که درون جسم شما اتفاق میافتد، مثل یک هواسنج.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " barometer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Barometer
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • فشارسنج

اضافه کردن

ترجمه های "barometer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه