ترجمه "batterij" به فارسی
باتری, آتشبار بهترین ترجمه های "batterij" به فارسی هستند.
batterij
noun
feminine
دستور زبان
een elektrotechnisch component waarin elektrische energie is opgeslagen [..]
-
باتری
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
De batterij van mijn mobieltje werkt niet meer goed.
باتری تلفن همراه من دیگر خوب کار نمی کند.
-
آتشبار
eenheid artillerie-wapens opgesteld in een rij
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " batterij " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "batterij"
عباراتی شبیه به "batterij" با ترجمه به فارسی
-
سلول اولیه
-
باتری قابل شارژ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن