ترجمه "bed" به فارسی

بستر, رختخواب, تختخواب بهترین ترجمه های "bed" به فارسی هستند.

bed noun neuter دستور زبان

een meubel gemaakt om in te slapen [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستر

    noun

    Een meubel waarop een persoon kan slapen. [..]

    Het ganse gezin lag ziek in bed.

    کل خانواده در بستر بیماری افتاده بودند.

  • رختخواب

    noun

    Ik probeerde hem alles te laten opruimen voordat ik hem naar bed bracht.

    پیش از این که به رختخواب برود از او میخواستم که اسباببازیهایش را جمع و جور کند.

  • تختخواب

    Nadat ik TV gekeken had, ging ik naar bed.

    پس از آنکه تلویزیون دیدم، به تختخواب رفتم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bed"

اضافه کردن

ترجمه های "bed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه